تبليغاتX
خاطرات


خاطرات

كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست

 عابري خنده كنان مي آمد...

تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد...

 اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...

هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا

نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 11:31 توسط هلمن| |


Design By : Night Skin