تبليغاتX
خاطرات



روزی دروغ به حقيقت گفت:

 آيا ميل داری با هم به دريا برويم و شنا کنيم؟

حقيقت ساده لوح،

گول خورد و پيشنهاد دروغ را پذيرفت...

 آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.

 وقتی که به ساحل رسيدند

حقيقت لباس هايش رو درآورد و مشغول شنا شد...

آنگاه دروغ حيله گر لباس های حقيقت را پوشيد و از آنجا گريخت...

از آن پس هميشه حقيقت عريان و زشت به نظر می رسد

 و دروغ در لباس حقيقت با ظاهری آراسته خودنمايی می کند

 

از طرف آقا حامد هدایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:47  توسط هلمن  |