
برای بودن تنها ردپایی کافی است
برای رفتن عکسی از غباری کافی است
رفتن زیر چتر تنهایی
برای رسیدن باید آرام گام برداشت ...
هنوزصدای خش خش برگان را میشنوم
هنوز صدای هوهوی باد را در سرما میشنوم
بر میگردم جای پای خود را میبینم
در جای پایم عکس آبی بود..
که برگ زردی در آب آرام لغزید و افتاد
برگ افتاد و رنگ آب زرد شد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:12  توسط هلمن
|


